حسين قرچانلو

345

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

را محاصره و در همين سال شهر را فتح كرد . « 1 » ادريسى در نيمهء قرن ششم هجرى در وصف فاس مىنويسد : قطب و مركز شهرهاى مغرب اقصى است . در اطراف آن قبايل بربر سكونت دارند كه به زبان عربى سخن مىگويند و ايشان از بنى يوسف ، فندلاوه ، بهلول ، زواوه ، مجاصه ، غياثه و سلالحون هستند و فاس پايتخت بزرگ اين نواحى است كه از همه جا به آن سفر مىكنند و قافله‌ها به سوى آن آمده و انواع و اقسام كالاهاى شناخته نشده و نيكو را به آن مىآورند . مردم آن در رفاه به سر مىبرند . شهر از هر جهت بهترين و بالاترين و فراوانترين بهره‌ها را داراست . « 2 » در 613 ق / 1216 - 1217 م ، بنى مرين در حوالى فاس آشكار شدند . المستنصر والى فاس ، السيد ابو ابراهيم را با گروههاى موحدان به جنگ ايشان فرستاد ، ولى بنى مرين او را شكست دادند . در همين زمان در ناحيهء فاس مردى از عبيديان كه به العاضد فاطمى انتساب داشت و مهدى ناميده مىشد ، خروج كرد . سيد ابو ابراهيم برادر المنصور كه والى فاس بود ، نزد پيروان او اموالى فرستاد . آنان مهدى را دستگير كرده نزد او فرستادند و او به قتلش آورد . « 3 » ياقوت در نيمهء اول قرن هفتم هجرى ، در وصف اين فاس مىنويسد : شهرى بزرگ در بيابان مغرب از سرزمين بربر واقع است . . . فاس ميان دو كوه بزرگ قرار دارد و در دو سوى شهر به طرف دامنه‌هاى آن دو كوه آبادانى تا به بالاى كوهها مىرسد و در سراسر آن كوهها ، چشمه‌هايى مىجوشد كه به پايين وادى ميان دو قسمت شهر فاس در رودى جارى مىشود . . . اين رود از چشمه‌هايى در غرب شهر فاس و در فاصله دو سوم فرسخ از آن سرچشمه مىگيرد و به جزيرهء دوى سپس به سمت راست و شمال در چمنزار سبزى وارد مىشود تا به شهر فاس مىرسد . در آنجا با انشعاباتى و در هشت نهر به شهر وارد مىشود و از آن عبور مىكند . حدود صد آسياب در شهر همواره در شبانه‌روز داير است . . . آب اين نهرها به وسيلهء جويهاى بزرگ و كوچكى وارد خانه‌ها مىشود ، و در مغرب شهرى كه آب وارد آن شود جز شهر غرناطه در اندلس وجود ندارد . در فاس لباسها را با رنگ

--> ( 1 ) . البيان المغرب ؛ ج 4 ، ص 126 . ( 2 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 246 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 268 - 269 .